یادداشت های بانو ویرا

ویرا به معنی یاد و خاطره

یادداشت های بانو ویرا

ویرا به معنی یاد و خاطره

طبقه بندی موضوعی
سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۷ ق.ظ

معذرت خواهی

از همه دوستان گلم معذرت میخوام که نمیتونم بهشون سر بزنم

واقعا ببخشید درس هام خیلی سنگینه...4تا درس 3 واحدی!!!

وقت کنم حتما میخونمتون:))

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۶ ، ۰۱:۰۷
ویرا بانو
يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۸ ب.ظ

قند عسلم ----->استیکر

قند عسل منو که یادتونه

هزار ماشاالله تبدیل شده به یه استیکر زنده

از بس این دختر خوش اخلاق و مهربون و خوشگله

«وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»

     

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۸
ویرا بانو
چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۱ ب.ظ

پیوند کارت

بالاخره منم موفق به دریافت پیوند کارت شدم:)

البته به سختی قبلا چند باری اقدام کردم ولی  هر بار یه مشکل پیش میومد

ولی ایندفعه خدا رو شکر زود درست شد



  • این قسمتش یه حس خوب به آدم میده

مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگری باشد...

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۶ ، ۲۰:۰۱
ویرا بانو
پنجشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۳ ب.ظ

نرفته-برگشتم خونه

من برگشتم خونه:)))

چند روزی هستم البته واسه آموزش خواهرم اومدم و اینکه محرم هم شهرخودمون باشم

دوشنبه بر میگردم

و اینکه دوشنبه هم کار دانشجویی دارم سه روز در هفته یعنی 13ساعت میرم میشینم تو سایت دانشکده و کار خودمو انجام میدم

ولی کار دانشجویی واسم حساب میشه:)))

یه همشهری خوب همسفرم بود که خداییش دختر ماهی بود

ازسال 86 یه دوست اینترنتی دارم بعد دیروز رفته واسه من 400 هزار تومان سوغاتی خریده

امروز زنگ زدم کلی دعواش کردم که باید پولشو بگیری:/

نمیدونستم همچین کاری کرده و گرنه قبول نمیکردم

دیگه نمیتونم بیام خونه تا آخر دی ماه

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۵۳
ویرا بانو
جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۱۸ ب.ظ

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

اولین روزمحرم امسال توی خوابگاه گذشت

تو اتاق نسشته بودم سرپرست خوابگاه دراتاق روبرویی رو زد که نذری داریم اگه دوست داری بیا کمک

بعدشم اومد اتاق ما پرسید چند نفرین؟

خیلی ناراحت شدم که چرا به من نگفت بیا کمک...

البته ازاونجایی که من ترم بوقی حساب میشدم حق داشت ولی دیگه کار کردن واسه امام حسین که این حرفا رو نداره

خیلی دلم شکست گفتم حتما لیاقتشو نداشتم

گفتم حتی اگه نذری هم بیارن نمیخورمL

رفتم تو آشپزخونه آب بذارم واسه چایی بعد خانمه گفت ظرف بیارنذری بگیر

قصد نداشتم بگیرم که دوباره یکیشون اومد در زد

منم یه ظرف بردم دیگه گفتم زشته

وقتی رفتم دیدم داره از آب کتری من میریزه تو دیگ

انگارداشتن همه دنیا روبهم میدادنJ

خانمه گفت این آب قسمت نذری ما بودJ

امسال فکرمیکنم تجربه جدیدی ازمحرم داشته باشم تویه شعر سنی نشین

اصلا امام حسین متعلق به همه استJ J J

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۸
ویرا بانو
سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ب.ظ

پسر همسایه

پسر همسایمون همون دانشگاه من قبول شده

رشتش هم فیزیولوژی ورزشیه

حالا این مامان روشنفکر من میگه باهم برین اشکالی نداره؟!!

البته سنش خیلی کمتر از منه

حالا من امروز واسش خوابگاه رزرو کردم باید واسشم بلیط بگیرم

دیگه کاراش افتاده گردن من...

در عوضش اونم باید وسیله های منو جابجا کنه:))

حداقل واسه روز اولی که میرم خوبه همشهریم همراهم باشه نه!!


۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۴۹
ویرا بانو
شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ق.ظ

دانشگاه روزانه+عکس

ارشد هوش مصنوعی و رباتیکز روزانه قبول شدم هوراااااا

پ.ن:

شهری قبول شدم که بهترین معلم هنرستانم اونجا ماموریته

بهش خبر دادم کلی خوشحال شد و گفت بهت افتخار میکنم هرچی سنگ میندازن جلو پات ولی تو تلاشتو میکنی

نمیدونه که اصلا نخونده بودم:|

۲۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۸
ویرا بانو
پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۲۵ ب.ظ

تمرین تمرین تمرین:)

روز تعطیل(عید) فقط باید رقصید اونم وقتی که عروسی در پیش دارین


پ.ن:
وقتی یکی مثل من استعداد رقص نداره باید واسه هر عروسی قبلش کلی تمرین کنه
چون یادش میره:))
فقط این دوتا رو میتونم یاد بگیرم

رقص سه پا:

در این رقص زن و مرد در کنار هم با صدای ساز تشمال می رقصند. ابتدا سه قدم به جلو برداشته و سپس دو گام به عقب برمی گردند و همزمان یک دست را پایین و دست دیگر را بالا می برند. این حرکت با نظم خاصی تکرار می شود.

چهار دستمالی:

مانند رقص سه پا است با این تفاوت که رقصندگان بعد از برداشتن سه قدم، دیگر دو گام به عقب برنگشته بلکه تنها دوگام به صورت درجا برمی دارند و بقیه ی مراحل مشابه رقص سه پا است.
۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۵
ویرا بانو
چهارشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۴ ق.ظ

یکم شهریور

تولدم مبارک:))

روز پزشک رو به همه پزشکای بیان تبریک میگم:))

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۳۴
ویرا بانو
دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۶ ب.ظ

جل الخالق

چقدر بعضیا گیجن:|

دختره میگه شمارتو بده فردا زنگ بزنم یه سوالی بپرسم

شمارمو میدمش میگه فامیلت؟میگم...(دو اسمی یه چیزی تو مایه های علی محمدی)

بعد میگه اسمت علیه:|

بهش میگم دخترماااااا

میگه خب علی داره... و من مات و مبهوت

تازه میخواد استخدامی روز جمعه هم شرکت کنه

پ.ن:

پسره میپرسه کارت داری؟

میگم بله و یه کارت بهش میدم

میگه شماره مال خودته میگم نه

میگه خب نمیخوام کارتو پس میده و میره

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۶
ویرا بانو