یادداشت های بانو ویرا

معنی جدید: ویرا،واژه‌ای در زبان کردی به معنی صاحب‌فکر و هوشمند است

یادداشت های بانو ویرا

معنی جدید: ویرا،واژه‌ای در زبان کردی به معنی صاحب‌فکر و هوشمند است

پیام های کوتاه
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶ , ۰۰:۴۸
    تنفر
طبقه بندی موضوعی
۲۱تیر

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !
از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم.
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم.
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ.

مخاطب:#خودم

ویرا بانو
۲۰تیر

تابستان گرم خود را در طبقه 7 خوابگاه سپری میکنم در حدی که به خاطر این همه پله ترجیح میدم بیرون نرم کلا:|

از اونجایی که استاد گرامی عرض کردن باید تابستون پایان نامه رو شروع کنم هنوز اجازه مرخصی صادر نشده

ولی نهایتش تا آخر تیر میمونم و واسه تولد خواهر زادم (عشقم) خونه ام و بعدش برمیگردم

این دو ترم رو بخوام خلاصه بگم:

درس های فوق العاده سختی رو گذروندم و تازه معلوم هم نیست پاس شدم یا نه:)))

فقط یکیشو 15 شدم یکی دیگه هم طبق گفته ها 14(البته استاد نامرد به جز دو نفر که دانشجوهای خودش هستن واسه پایان نامه بقیه رو 14 داده)

ترم 2 هم همه پروژه هاش مونده و این یعنی تابستان مشغولم

دوتا دوست خوب پیدا کردم اینجا یه پسر یه دختر

هر دوشون فوق العاده با شخصیت، مهربون، با سواد، با جنبه و دوست داشتنی

حیف با پسره نمیشه رفت بیرون و تفریح(بنا به دلایلی) وگرنه عاشقش میشدم خخخخ

و توی خوابگاه هم با کسی صمیمی نیستم:)

آهاااا اینجا چقدر گرمه:|مثلا منطقه کوهستانی هم هست

خانواده هم پدرمو در اوردن از بس هر روز زنگ میزنن کی میای؟...

تصمیم گرفتم بگم نمیام کلا میخوام اینجا موندگار شم :))

دیگه...سلامتی شماااا


ویرا بانو
۰۹تیر

هعی هعی چقدر تنها شدم

هیشکی تحویل نمیگیره دیگه:((

باور کنید وقت نمیکنم خووو

وگرنه بیشترتونو میخونم

تیتر از یکی از دوستان:))


ویرا بانو
۰۹تیر

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبین؟؟ خوشین؟؟سلامتین؟؟

دوستان کسی میدونه چجوری میشه فهمید یه شماره توی تهران مربوط به کجاست؟

انتشارات نشر آثار یا همچین کلمه ای...

یا مثلا توی ناحیه 4...

ویرا بانو
۲۶بهمن

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ی ، دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان ، غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد ، آن جا بمیرد
کجا عاشقی کرد ، آن جا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد
کز مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد
کز مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

پ.ن

تا قبل مرگش اصلا نمیشناختمش(زنده یاد حبیب)

کاش قدر آدم ها رو وقتی زنده اند بدونیم نه اینکه بعد مرگش آهنگش از صدا سیما پخش بشه

ویرا بانو
۲۰بهمن

اوضاع خوابم اینقدر داغون شده اگه بدون اینکه ساعت گوشیمو تنظیم کنم از خواب بیدار میشم

و اگه در طول روز بخوام یه چرت بزنم هر 5 دقیقه یه بار از خواب میپرم

خواب دیدم داشتم مقاله ترجمه میکردم قسمت بعدی مورد نظر عنوانش اینه؟؟

عروس ناامید!!!!

یا خدا این چه خوابیه آخه

در واقعیت هم تا دلتون بخواد سوتی میدم...

ویرا بانو
۲۰بهمن

احساس میکنم افسردگی شدید گرفتم

به طوری که هیچ چیزی تو این دنیا حالمو عوض نمیکنه

کسی راه و چاره ای داره؟بجز رفتن پیش مشاور که واقعا وقتشو ندارم

البته اگه تنها راه چاره باشه میرم:(

ویرا بانو
۱۸بهمن

یکی که تجربه داره بگه راه های بدون درد خودکشی چیا هستن؟؟؟

ویرا بانو
۱۴بهمن

پای هر خداحافظی محکم باش...

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست

و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست

و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می گیری که بوسه ها قرارداد نیستند

و هدیه ها، معنی عهد و پیمان نمی دهند

کم کم یاد می گیری

که حتی خورشید هم می سوزاند

اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ خودت را پرورش دهی

به جای اینکه منتظر کسی باشی

تا برایت گل بیاورد...

یاد می گیری که می توانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می گیری که خیلی می ارزی...


ویرا بانو
۰۶آذر

خم زلف تو دام کفر و دین است

ز کارستان او یک شمه این است

جمالت معجز حسن است لیکن

حدیث غمزه ات سحر مبین است

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد

که دایم با کمان اندر کمین است

بر آن چشم سیه صد آفرین باد

که در عاشق کشی سحرآفرین است

عجب علمیست علم هیات عشق

که چرخ هشتمش هفتم زمین است

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد

حسابش با کرام الکاتبین است

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن

که دل برد و کنون دربند دین است

پ.ن:

وقتی دوستت واست فال حافظ میگیره و این میاد

من دیگه حرفی ندارم حضرت حافظ جان:|

قرار بر این شد نگهش دارم شاید یه روزی تو زندگیم تونستم معنیش رو درک کنم

ویرا بانو