یادداشت های بانو ویرا

ویرا به معنی یاد و خاطره

یادداشت های بانو ویرا

ویرا به معنی یاد و خاطره

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با موضوع «کاری» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۳ ب.ظ

شما جای من بودین چیکار میکردین؟

واسه یه پسری انتخاب رشته دکتری دانشگاه آزاد انجام داده بودم

بعد نتایج دولتی رو که زدن این خنگ رفت تو سازمان سنجش هی اطلاعتشو وارد میکرد اونم میزد انتخاب واحد نکردی

بعد عکسشو واسم فرستاد که مگه واسم انتخاب رشته نکردی؟

منم گفتم نه پیش من نیومده بودی واسه انتخاب رشته...

اینم هرچی از دهنش در اومد بهم گفت..

از آشغال و بیشعور گرفته تا خیر از زندگیت نبینی و بی حیا!!!!

میگفت عمدا این کارو کردی...آخه چرا من باید همچین کاری بکنم؟؟

بهش گفتم برگه هاتو بیار اون موقع جواب همه حرفاتو میدم...

علاوه بر اینکه برگه ها رو نیورد هیچ عکس دعوت به مصاحبه رو هم گذاشت پروفایلش

منم هرچی حرف و کلمه لیاقت خودش و خانوادش بود بارش کردم دلم خنک شد:)))

شما جای من بودین چیکار میکردین؟

فقط هم به خاطر اون حرفش که بهم گفت بی حیا...آخه حیا چه ربطی به اشتباه داره؟(تازه اونم بر فرض اینکه من اشتباه کرده باشم)

حیف اون پولی که این میده مدرک میگیره:/

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۲:۲۳
ویرا بانو
چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۰۹ ب.ظ

طلبه این وری

یه مشتری طلبه دارم خیلی باحاله

مثلا با شلوار لی و پیراهن قرمز میاد بیرون:))))

دو سالی میشناسمش

میگه: شما با کی هستین ؟؟

منم بدون اینکه بپرسم چی؟گفتم: فعلا معلوم نیست

میگم: شما با کی هستین؟

میگه: هر کی که شما باهاش باشین:|

بعدش میگه هوای رئیسی رو داشته باشینا

میگم: شما که گفتین هر کی که شما باشین منم همونم

میگه: میدونم که با رئیسی هستی

گفتم از خودتون حرف درنیارین خخخ

بارها گفته بدم از حاج آقاها میاد ولی نمیدونم چرا خودش...

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۹
ویرا بانو
سه شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ

پسر حواس پرت

به حدی اعصابم خورده که بذارن سر این پسره رو از تنش جدا می کنم://///

دیروز گوشیشو جا گذاشته بود اینجا ساعت سه زنگ زد گفتم بیا ببرش

بعد امروز کله صبح اومده در خونه که بیا گوشیمو بده لازمش دارم

کار دارم...وقت ندارم

خب بگو... دیروز میمردی بیای ببریش

روز تعطیلی اینجوری اعصاب منو خورد نکنی

از یه طرفم با بابا و مامانم بحثم شد سر اون

هر کسی هر ساعتی میاد در خونه اینا میگن برو کارشو راه بنداز :/

بگو ساعت کاری رو واسه چی گذاشتن خوو

میگن مشتریاتو نپرون

آخه مشتری اینجوری...

پ.ن:

بعد دو روز میاد گوشیشو میبره میگه: تو اگه فرماندار بودی جواب هیچ کسی رو نمیدادی

بدهکارم شدیم:|

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۵
ویرا بانو
چهارشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۰۱ ب.ظ

دخترک زرنگ

دیروز یه دختر کلاس پنجم اومد کلی آه و ناله و خواهش که زیاد پول ندارم

میشه این گزارش کار رو واسم تایپ کنی منم قبول کردم با 5 تومان

بعد این دختر خانم رفته به هم گروهیاش گفته 20 تومان ازم گرفت و گفت فقط هزار بهت تخفیف میدم

امروزدوستاش اومدن ازم پرسیدن چقدر میشه؟؟منم بهشون گفتم 5 هیچی دیگه اعصابشون خورد شد و رفتن

فکر می کنم یه دعوایی بکنن حسابی

به خودم میگم همیشه با مشتریات کنار بیا شاید بعضیا واقعا وضعشون خوب نباشه

ولی این چیزا رو میبینم پشیمون میشم

آخه یه دختر کلاس پنجمی چجوری میتونه اینجوری فکر کنه؟

بعد من....باید به فکر عوض کردن کارم باشم:|

میگم فکر اقتصادیم خوب نیستا...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۰۱
ویرا بانو
دوشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۵۶ ب.ظ

فراموشی یا...؟

تا حالا پیش اومده برید جایی بعد یادتون بره پول بدین؟
بعدش که یادتون اومده چیکار کردین؟
بعد تصور کنین طرف باهاتون رودربایستی هم داشته باشه
حالا تصور کنین طرف چی در موردتون فکر کرده؟
مثلا میگه یادش رفته یا نه میخواسته زرنگ بازی در بیاره
من متاسفانه اینجور مواقع روم نمیشه چیزی بگم و بعدش هی خودمو فحش میدم
مثلا میشه وقتی برگه رو بدم دستش بگم اینقدر میشه زشته؟
یا قبل اینکه کارشو انجام بدم بگم اینقدر میشه؟ولی قابلتونو نداره خخخ
پیشنهاد هم پذیرفته میشه...
۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۵۶
ویرا بانو
چهارشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۰۹ ب.ظ

پسرک مرموز

پسرک دوچرخه سوار دو روزه میاد جلو در کافی نت چندتایی رسید بانکی دستگاه خودپرداز رو میندازه زیر در و میره

نهایتش کلاس پنجم یا ششمه

اینکارش چه معنی میده یعنی؟؟!!

باید با مغازه جلو در هماهنگ کنم دستگیرش کنم ها ها ها

چه حالی میده دوتا کشیده بخوره:)

بگو آخه تو جای بچه منی این شیطنتا چیه:|

پ.ن:

بعد یکی از این رسیدها شماره تلفن هم داره(شارژ مستقیم خریده)

چقدر راحت میشه کلاهبرداری کرد

بعد این کرم درون هم هی داره میگه بهش زنگ بزن بگو برنده شدی:)

دیگه به سطل زباله های بانک هم نمیشه اطمینان کرد

بیشتر مراقب باشیم

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۰۹
ویرا بانو
يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ب.ظ

مشتری....

یه مشتری دارم بارها بهش گفتم آقا جان دیگه کافی نت من نیااااااا

فایده نداره و روز بعد مثل چی میاد

آقا شما بگین تعرفه های کافی نت چونه زدن داره؟؟؟

هر دفعه به خاطر هزار/دو تومان با من بحث میکنه...

میگه تو فکر میکنی من شاغلم اینقدر ازم میگیری(قبلا سربازیمو تو یه اداره کار میکردم)

میگم آقا جان این تعرفه هاااا منکه نمیتونم به خاطر تو ضرر کنم

میگم بابا تو پول نداری منم ندارم چیکار کنم؟؟؟همینه که هست مجبور نیستی اینقدر استفاده کنی

میگم خوو تو فکر میکنی من اینقد وضعم خوبه که از صبح تا شب میام اینجا میشینم و وبگردی میکنم؟؟؟

باید ریز به ریز هزینه هامو واسش بگم تا باور کنه منم دارم اینجا هزینه میکنم...

هوووووف دیگه از دستش خسته شدم نمیدونم چیکار کنم؟؟

البته بهش گفتم دیگه نمیزارم پای سیستم بشینی

یعنی واقعا وضع مالیش خوب نیست؟؟؟

خب وقتی خوب نیست مجبوره اینقدر نت گردی کنه؟؟

بعدشم پسره میتونه هزارتا کار انجام بده که هی نخواد بیاد اینجا غرورشو خورد کنه

حتی همسایه هامم میدونن این آقا خودشو میکشه واسه هزار تومان

پ.ن1:

صبح دستمو با چاقو بریدم کلی خون اومد

حواسم نبود چادرمم خونی شد حالا نمیدونم نماز ظهرو چجوری بخونم؟؟بدون چادر!!!

پ.ن2:

دلم میخواد انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده بشه

چرا؟؟؟چون امسالم کاربر رایانه هستم و خوش میگذره(البته باید تاکید کنم یه جای خلوت بذارنم)

دوست دارم سیاری برم...ولی به احتمال زیاد قبول نمیکنن

قراره مانورهاش بعد از عید برگزار بشه


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۳۵
ویرا بانو